محجوبه خانم مجبورم کردن که حتما باید همین الان به مادرجان اینا زنگ بزنی ، تو چطور میتونی تا فردا صبر کنی ک آیا خودشون زنگ بزنن یا نه!!!؟
بعدشم خودشون به جعفر آقا و حسن آقا زنگ زدن و این خبرو رسوندن و اوناهام با تعجب فراوان کلی تبریک گفتن
تلفنا که تموم شد نوشیدنی و کیکو میوه رو روی میز چیدن و آهنگ گذاشتیم و آقای دکتر و محجوبه خانم حسابی رقصیدن
تا صبح خوابه تمام فامیلو دیدم که دوره هم جمع شدیم ، وقتی بیدار شدم محجوبه خانم لباس پوشیده بالا سرم بودن و گفتن:
المیرا بپر بریم بانک حساب باز کنیم
Bank of America، بانکه آقای دکتره که خیلی ام ازش راضی بودن و تا اینجا حدوده ۱۰-۱۵ دقیقه پیاده راهه
وارد شدیم ، به خانومی که با لبخند ازمون استقبال کرد گفتم که میخوام اینجا حساب باز کنم
۲ حسابه مجزا ، جاری و پس انداز
رو به آقایی که توی یکی از اتاقکها بود اشاره کرد و گفت : بلیک راهنماییتون میکنه
رفتاراشون عجیببب عالیه و واقعا آدم اینجا معنی مشتری مداری رو میفهمه
حدوده ۲۰-۳۰ دقیقه باهم صحبت کردیم:
ازم پرسید تاحالا حسابی در بانکی از آمریکا داشتید ؟
گفتم نه این اولین تجربم در اینجاست
گفت : عالیه ، باعث افتخاره ماست ،
خوب چه مدتیه در آمریکا هستی؟
گفتم : ۲ هفته
سرشو آورد بالا و گفت: 2 هفته؟
معمولا به این زودی نمیتونن حساب باز کنن
شما خیلی زود کارتتون اومده
بالاخره بعده 2haftee امروز کلی انگلیسی صحبت کردم
در نهایت تقاضای Credit Card کردم و البته چیزه خیلی مهمی که همیشه از چند ساله پیش دوست داشتم داشته باشم:
دسته چکککک
یک کاتالوگ گذاشت جلوم و گفت هر مدلی ازین دسته چک رو که بیشتر دوست داری انتخاب کن،
از مدله کارتونی Hello Kitty گرفته تا ورزشی و ساده و کلاسیک و مدیریتی و ...
من مدله ساده با پرچمه آمریکا انتخاب کردم
قرادادیو بهم داد و ۴ جا رو امضا کردم
Accounte internet برام باز کرد واسه اینکه بتونم ازین ببعد اینترنتی حسابمو چک کنم
بهم تذکر داد که سریع از Social Security Card م کپی رنگی بگیرم و از خونه بیرونم نیارمش
باید اعتراف کنم که اون لحظه به تنها چیزی که فکر میکردم ژسته داشتن دسته چک بود
چون از ۱۸ سالگی همیشه واسم سوال بود که چرا یه نفر تو سنه من دسته چک نداره!!؟
و امروز واقعا احساسه فوق العاده ای داشتم که دلم نمیخواد پنهانش کنم
از اونجا اومدیم بیرون آقای دکتر اومدن دنبالمون ، و رفتیم برای انجامه دومین پروژه
یعنی
گرفتنه کارته کتابخونه
که اونم با نشون دادنه پاسپورت و Social Number و آدرس محله سکونت، درعرض
کمتر از ۵ دقیقه تموم شد و یک کارته سفید بهم داد و ازم خواست که پشتشو امضا کنم
این کارت برای تمامی کتابخا نه های دالاس قابل استفاده است
چیزی که توی کتابخونه خیلی نظرمو جالب کردد
تعداده کتابهایی بود ک هرکسی اجازه داشت بگیره:
نامحدوددددددددد
ولی به مدته ۳ هفته
اکثرا بیشتر از ۲۰ - ۳۰ کتااب رو انتخاب کرده بودن که ببرن
کیف کردم واقعا
دیگه از هفته ی دیگه پاتوقه من اونجاست
اومدیم خونه
هنوز میخواستم پای لپ تاپ بشینم
که آقای دکتر گفتن:
موافقین بریم زغال بخریم و نفت ، همبرگره رو ببریم کناره دریاچه همونجا بپزیم و بخوریم و
لذت ببریم
پس در عرض ۱۵ دقیقه دوباره تو ماشین بودیم
به سمته دریاچه ی زیبا و دوستداشتنی ،
این بار دوربینمو با خودم بردم و
حسابییی به یاده تک تکتون عکس گرفتمم
این شما و این ماااااااااااا
دوستتون دارم بی نهایت